معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
570
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
« هو الرّسول من اللّه « 1 » صلّى اللّه تعالى عليه و سلّم » بعد از آن از عمل وى پرسند . گويد : كتاب حقّ تعالى مىخواندم و تصديق آن مىكردم ، و به حضرت او ايمان داشتم منادى از آسمان ندا كند ، كه راست مىگويد : بندهء من . برويد از براى بندهء من از بهشت حلّه بياوريد و در وى پوشانيد و درى از بهشت در قبر وى بگشائيد و قبر او را گشاده گردانيد آن مقدار كه چشم كار كند بعد از آن شخصى درآيد در قبر وى بكمال حسن و جمال آراسته . و گويد : اى بنده با بشارت باشى كه امروز آن روز است ، كه ترا وعده مىدادند . بنده از وى پرسد كه تو كيستى ، گويد : من آن عمل صالح توام و در آن وحشتآباد رفيق و قرين تو خواهم بود تا بروز قيامت . قوله تعالى : « وَ كَذلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ يَتَبَوَّأُ مِنْها حَيْثُ يَشاءُ » . اى درويش يوسف را به دو كرامت مشرّف گردانيدند يكى پيغمبرى « وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِ » ، دويم پادشاهى و سرورى « وَ كَذلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ » امّا پيغمبرى را ناخواسته يافت و سلطنت را بعد از خواست يافت « اجْعَلْنِي عَلى خَزائِنِ الْأَرْضِ » تا اگر فتورى در امور اخرويّه بواسطهء تعلقات دنيويّه روى نمايد باز بسته به اختيار او باشد . چنان كه هر بار كه صدّيق از نكايت حبس و زندان شكايت نمودى جبرئيل گفتى كه اختيار كردهء تست تا گفتهء « رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ » اكنون از آنچه خود اختيار كرده شكايت جهت ندارد . نصيحت : اى درويش تا يوسف در زندان بود به حقّ تعالى مشغول بود و از خلق فراغتى داشت چون با ملك ملاقات كرد و به نيابت و خلافت مخصوص گشت هر چند كه آن ، للّه . و فى اللّه بود از آن توجه و تجردى كه داشت بازماند تا دانى كه از اهل دنيا مفارقت جستن اهم مهمّات است كه فاضلترين طاعات .
--> ( 1 ) - ح : گويد : هو رسول اللّه ( ص ) .